عشق گمشده

دگر مجنون نخواهم شد كه ليلي رفت از دستم

دگر با كس نخواهم گفت من ديوانه ات هستم

دگر حلاج عشقم را به مژگانت نياويزم

دگر باور نخواهم كرد من دردانه ات هستم

اگر چون بيژن عاشق به قعر چاه تو رفتم

به جان پرويز را ديدم كه بيرون بردت از دستم

اگر فرهاد عشقم را به كوي تو فرستادم

به گيسويت قسم خوردم هنوزم عاشقت هستم

به دل اميد مي دادم كه روزي بينمت اما

تو هم اي دل زمن گمشو كه عشقت رفت از دستم

تو هم اي دل زمن گمشو كه عشقت رفت از دستم


 

___@@@@@@_____________
___@@@@@@_____________
___@@@@@@_____________
___@@@@@@_____________
___@@@@@@_____________
___@@@@@@@@@@@@@@_____
___@@@@@@@@@@@@@@_____
______________________
______@@@@@@@@@_______
__@@@@@_______@@@@@___
_@@@@@_________@@@@@__
_@@@@@_________@@@@@__
_@@@@@_________@@@@@__
__@@@@@_______@@@@@___
______@@@@@@@@@_______
______________________
__@@@@___________@@@@_
___@@@@_________@@@@__
____@@@@_______@@@@___
_____@@@@_____@@@@____
______@@@@___@@@@_____
_______@@@@@@@@@______
________@@@@@@@@______
______________________
_______@@@@@@@@@______
_______@@@@@@@@@______
_______@@@@___________
_______@@@@___________
_______@@@@@@@@@______
_______@@@@@@@@@______
_______@@@@___________
_______@@@@___________
_______@@@@@@@@@______
_______@@@@@@@@@______


 


 


نوشته شده توسط عماد در سه شنبه سوم اسفند 1389 ساعت 22:9 | لینک ثابت


اینم چند اس ام اس عاشقانه ....

 اس ام اس های جدید دوستت دارم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دیوانه نمی گوید دوستت دارم

دیوانه می رود تمام دوست داشتن را

به هر جان کندنی

جمع می کند از هر دری

می زند زیر بغل

می ریزد پای کسی که

قرار نیست بفهمد دوستش دارد…

* * * * * * * * * * *

 

 * *

 * * * * * * * * * * *
سرانجام

آن کـــس به خاک می‌افتد

که زودتر می‌گوید

دوستت دارم ….

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

برای بدست آوردنت نمی جنگم !

به تکّدی قلبت هم نمی آیم !

دوستت دارم ،

فارغ از داشتنت ….

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
من نمی توانم بهت ثابت کنم دوستت دارم

زمان این کار را خواهد کرد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دوستت می دارم!
چونان بلوطی که زخم ِ یادگار ِ عشقی برباد رفته را!
ستاره ای که شب را
برای چشمک زدن!
و پرنده ای اسیر
که پرنده ی آزادی را!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دوستت دارم چون تنها ترین فکر تنهایی منی ، دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی

دوستت دارم چون زیباترین رویای خواب منی ، دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی

دوستت دارم چون به یک نگاه ، عشق منی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

می توان پر کرد

فاصله هایی بلــــــــــند را

با یک پیام ساده و کوتاه…

کافیست بنویسی :  دوستت دارم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دوستت دارم نه در هوس / دوستت دارم نه در قفس

دوستت دارم تا آخرین نفس . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اگر مجبور باشم انتخاب کنم بین دوست داشتنت یا نفس کشیدن؛ از آخرین نفسم استفاده می کنم تا بهت بگویم دوستت دارم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
در میان هزاران کلمه تو را می یابم
تو را آرام و آهسته می بویم
و دوباره میان آنها پنهانت می کنم
تا ندانی که هنوز دوستت دارم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
راه های به تو رسیدن

محدود است اما من…

به اندازه ی تمام راه های

نرسیدن به قلبت،

دوستت دارم!!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بیشتر از دیروز،کمتر از فردا،بیشتر از خودم کمتر از خدا،بیشتر از خورشید و عمیقتر از دریا به یادتم و دوستت دارم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

به بزرگترین عشق در کوتاه ترین جمله ی ممکن به روی لطیف ترین گل سرخ یرای تو بهترین … دنیام می نویسم دوستت دارم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

دوست داشتن تنها چیزیه که نوبتی نیست ، پس خارج از نوبت دوستت دارم

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تو می دانی که حتما ، دوستت دارم

نه سرپایی ، که قطعا ،دوستت دارم

سند هرگز نخوردستی دل من

بخر با عشق که نقدا دوستت دارم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بی بهانه که دوستت دارم

ناشیانه که دوستت دارم

من که لمست نکرده ام ،اما

می زنم حدس بعد یک کاما

بوسه های تو خاصیت دارد

دل برایت اهمیت دارد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

نمی دانم چه حسی هست این عاشقی؟

وقتی می نشینم ، وقتی راه می روم ، وقتی می خوابم دوستت دارم

وقتی صدایی می اید دوستت دارم ، وقتی سکوت است دوستت دارم

چه می کنی با من که چنین راحت همیشگی شده ای

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

عشق نمی پرسه تو کی هستی ؟ عشق فقط میگه : تو ماله منی ، عشق نمی پرسه تو اهل کجایی ؟ فقط میگه : توی قلب من زندگی می کنی ، عشق نمی پرسه چه کار میکنی ؟ فقط میگه : باعث میشی قلب من به ضربان بیفته ، عشق نمی پرسه چرا دور هستی ؟ فقط میگه همیشه با منی ، عشق نمی پرسه دوستم داری ؟ فقط میگه : دوستت دارم

ای کاش می دانستی چقدر دوستت دارم ، چندیست بیمار وفایت شده ام ، در بستر غم چشم براهت شده ام ، این را تو بدان اگر بمیرم روزی مسئول تویی ، که من فدایت شده ام ، پس از مرگم بیا زیبا نگارم ، بیا با جمع دوستان بر مزارم ، سرت خم کن ببوس سنگ مزارم ، که من در زیر خاک هم چشم انتظارم

 


 


نوشته شده توسط عماد در سه شنبه سوم اسفند 1389 ساعت 21:55 | لینک ثابت


دوری....

قطعات عاشقانه (2)

آبی آسمان را بر باور یاس های کبود گره زدم... گفتم شاید تو بیای

احساس کردم دلم حسن تعبیری خواهد شد برای دل شیفتگانت

اما هنوز من و آبی آسمان و یاس های معصوم چشم براه تو نشسته ایم

هنوز نیامدی اما...

جای قدم هایت بر گلبرگ سرخ قلبم به جا مانده ...

دلم تنگ است...

 
 
 

آسمان را که نگاه میکنی

نبض باران را در تپش قلب کبود ابرها میشنوی

بارانی شو

او میشنود

 


 


 

خدايا کمکم کن تا عاشقانه ترين نگاه ها را در چشمانش بريزم ،

خدايا کمکم کن تا در بعد عشق او بهترين و شيرين ترين باشم ،

به من کمک کن تا سرودن عشق را به هنگام طلوع آفتاب هر بام بر لبانش جاري سازم

و راز عشق را در گوشش سر دهم ،

خداوندا او را نگه دار که من به عشق او زنده ام ...

 



 

گــــرمـــی دستهـــایـ تــــو

آتشـــــی است کهـ بـا آن

تمـــــام وجــــودم را گــــرم خواهــــم کـــرد

حتـــی در سرمـــای زمستــــان

وایــن یعنـــی همـــان دوســــت داشــــــتن

و مـــن بـــرای دوســــت داشــــــتن

دلیــــل نمـــی خواهــــم

همـــین دستهـــای تـــو کـــافــــــی است ..

   


می دانم که در آسمان، نقش خورشید را به تو داده اند!
لیاقتم،به ذره ای نور هم نیست!
ولی بگذار در سایه ی نورت
در جایی کوچک و ساکت
شاید، دلت!
پناه بگیرم....

دوستت دارم...


 

     

نگفتمت مگر !

هزار شب

شعر نوشتم و شاعر نشدم

اما نشان رد پای سبزت

در كوچه باغ بلوغ ِرؤیا

هزار شب شاعرم كرد !

نگفتمت ؟...



 
 
   

تو گل سرخ منی
تو گل یاسمنی
تو بهاری
نه!
بهاران از توست
تو چنان شبنم پاک سحری
نه!
از آن پاک تری
از تو میگیرد وام
هر بهار اینهمه زیبایی را
ای بهین باغ بهارانم تو......

 

 


 

عشق تو تمام قلبم و وجود را پر کرده است دیگر حتی سر سوزن جایی

برای کسی نمانده است . معشوق ابدی من دیگر هیچگاه

تنها نیستم همیشه عشقت با من است ...

 

 


   

در توالی سکوت تو ٬

 

در تداوم نبودنت ٬

 

رد پای آشنایی از صدای تو ٬

 

در میان حجم خاطرم هنوز زنده است ٬

 

هنوز می تپد و باورش نمیشود که نیستی

 

که رفته ای ٬

 

کجا نوشته اند؟

 

عشق

 

این چنین میان مرز سایه هاست؟

 

این چنین پر از هجوم فاصله

!

در تقابل میان آب و تشنگی ٬

 

تقابل میان درد و زندگی

 

کجا نوشته اند؟ ...

 

باز هم دلتنگی …
باز هم زمزمه هایی از جنس بغض و تنهایی.
باز هم پنجره باز و انتظار و نیامدنت.
اگر بدانم که می آیی تمام بغض های کهنه را فروکش می کنم.
اگر بدانم که می آیی تمام پنجره های عالم را به انتظار می نشینم.
اگر بدانم که می آیی دیگر تنهاییم را با خاطره هایم پر نمی کنم.
تمام خاطره هایم را در صندوقچه قدیمی می گذارم
تا بهانه ای برای نیامدنت نباشد!!!
تو فقط بیا…
بگو که می آیی .
سالهاست گوشهایم در انتظار شنیدن نجوایی آشناست!!!
بگو که می آیی.


دستانم تشنه ی دستان توست

شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم

بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم

فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت ...



 

بعضی وقت ها میبینی وا موندی

هیچ کس حرف دلتو نمی فهمه

هیچ کس نمی فهمه تو چی میگی

هیچ کس احساس نمی کنه حست رو

حس میکنی بین این همه هم زبون انگار داری

به یه زبون دیگه حرف میزنی

همه باهات آشنان اما تو با همشون غریبه ای

توی خونه ی خودت هم غریبی ، توی یه جمع بزرگ هم تنهایی

اون موقع حس اینکه یه نفر حرف هات رو بفهمه،

اینکه یه نفر باشه که حرف هات رو باور کنه،

می شه بزرگ ترین " بهترین حس خوب" زندگی

وقتی حس میکنی تنهایی،

فکر کن یه نفر هست که به یادته،

یه نفری که بین همه دنیا داره به تو فکر میکنه،

واسه تو نگرانه،

بیشتر از هر کسی دلش می خواد تو شاد باشی،

راحت باشی.


حرف دلتو می فهمه،

می دونه که چه حسی داری،

حتی اگه نشون هم ندی از درونت باخبره،

حرف هایی که تو کلمه ها نمی تونی جاشون کنی رو تا آخرش می دونه

از غم هات باخبره،

می دونه چی کشیدی،

میفهمه غمت باهات چه کارا که نکرده

می دونه اون نگاهت،

اون لبخندت،

یعنی چی

با شادی هات شاد میشه،

وقتی که غم داری اونم غمگین میشه،

همیشه خوب تورو می خواد

یکی هست که هیچ وقت نمیگذاره تنها باشی،

هیچ وقت تنهات نمیگذاره،

نه ترکت می کنه،

نه دلت رو میشکنه،

نه ازت دل میکنه،

نه فراموشت می کنه،

هر وقت که بخوای پیشته،

وقت هایی که نمی خوای هم یواشکی هواتو داره

یکی که فقط تو و خوبیهات براش مهم هستین،

تو رو فقط واسه خودت می خواد ،

فقط و فقط واسه خودت...

یکی که عشقش هیچ وقت تمومی نداره...

هیچ مرزی نمیشناسه...

نه زمان میشناسه نه مکان...

فکر کن که یه همچین کسی باشه،

اون وقت دیگه حس تنهایی معنی نمی ده ،

حس ناراحتی ، ناتوانی...

فکر کن یه همچین کسی باشه...

فکر کن حالا اون کس منم که می خوام تا آخرعمر

باهات باشم و هستم...

دوستت دارم نفسم...

 

ماهک زیبا

ماهک تنها توی دنیا

زندگی پر از قشنگیست به خدا

دور دنیا پر ماهیست به خدا

دنیا اونقدر که میگن بزرگ و سخت نیست

زندگی بدون اون هم دیگه تلخ نیست

ماهک من

ماهک قشنگ و زیبا

دیگه دنیا همینه حرف فریبا

تو نخور غصه این دوری و هجران

بار دیگه میرسه بهار دیدار

 


 

نیمه ی دیگر وجودم......

وقتی با تو هستم....

دیگر هیچ نمیخواهم.

تو تنها با حضورت و این که بودی خودت بودی..

 


نوشته شده توسط عماد در سه شنبه سوم اسفند 1389 ساعت 21:40 | لینک ثابت


ای دل غافل...

عشقولانه 3

 

هنوز دارم به پشت سرم نگاه میکنم

نه تو هستی
نه حتی سایه ام
ولی من هستم
بایه لبخند ساده بی ریا
از به یاد آوری قشنگی های
با تو بودن
هنوز به راه رفته ات نگاه میکنم
خدایا این صبر را چگونه به من دادی
فکر میکردم روزی که برود من می میرم
ولی من اینجام
نفس می کشم
راه می روم
زنده ام
و قلبم هنوز عاشقانه میتپد
برای او که دیگر نیست
این حس عارفانه از کجا آمد
که مرا در حریری از آرامشی طلایی گرفت
هنوز نگاههای تو خاطرم را قلقلک می دهد
و شکوه مهربانی هایت ذهنم را آذین می بندد
نمی دانم چرا
ولی حس میکنم امروز بیشتر از هر وقت دیگری
از تو دورم و بی نهایت به تو نزدیکم
امروز دیگر تو در منی
نه
تو خود خود منی
نمیدانم چرا
ولی من تازه امروز تو را یافتم...............

 

 

 


نوشته شده توسط عماد در سه شنبه سوم اسفند 1389 ساعت 21:37 | لینک ثابت


عشق اگه نوبتیه نوبت منه

عشقولانه 3

عشق اگه نوبتیه نوبت منه...

باز یک غزل حکایت کسی که عاشق است
باز ما و کشف خلوت کسی که عاشق است
در سکوت چشم دوختن به جاده های دور
باز انتظار عادت کسی که عاشق است
دستهای التماس ما گشوده پس کجاست؟
دستهای با محبّت کسی که عاشق است
باز هم سخن بگو سخن بگو شنیدنی ست
از زبان تو حکایت کسی که عاشق است
من اگر بخواهمت نخواهمت تو خوب باش
مثل حسن بی نهایت کسی که عاشق است
بغض های شب همیشه سهم نا امید هاست
خنده های صبح قسمت کسی که عاشق است
شاخه ها خدا کند به دست باد نشکند
عشق یعنی استقامت کسی که عاشق است
منتظر نایستید٬نوبت شما که نیست
نوبت من است٬نوبت کسی که عاشق است

 


نوشته شده توسط عماد در سه شنبه سوم اسفند 1389 ساعت 21:31 | لینک ثابت


عشقولانه 2

 

پرسید چقدر مرا دوست داری ؟

سکوتی کردم . چند لحظه به چشم هایش خیره شدم ...

گفتم : دوستت دارم به آن اندازه ای که عاشقتم . عاشق یک عشق واقعی . عاشق تو ...

عاشقی که برای رسیدن به تو لحظه شماری می کند .

به عشق این لحظه های انتظار * دوستت دارم * .

به اندازه ی تمام لحظات زندگیم تا آخر عمر عاشقتم ...

به عشق اینکه تو را تا آخرین نفس دارم * دوستت دارم * .

به عشق اینکه گاهی با تو و گاهی به یاد تو . در زیر باران قدم میزنم . عاشق بارانم . . .

به عشق آمدن باران و به اندازه ی تمام قطره های باران *  دوستت دارم * . 

به عشق تو به آسمان پر ستاره خیره می شوم  .

به اندازه ی تمام ستاره های آسمان * دوستت دارم * .

به عشق دیدنت بی قرارم  . حالا که تو را دارم هیچ غمی جز غم دلتنگی ات در دل ندارم .

به اندازه ی تمام لحظات بی قراری و دلتنگی  * دوستت دارم * . . .

من که عاشق چشم هایت هستم . عاشق گرفتن دست های مهربانت هستم

به عشق آن چشم های زیبایت * دوستت دارم * .

لحظه های عاشقی با تو چقدر شیرین است .

آن گاه که با تو هستم یک لحظه تنها ماندن نفس گیر است ...

به شیرینی لحظه های عاشقی * دوستت دارم * .

من که تنها تو را دارم . از تمام دار دنیا فقط  تو را می خواهم . تو تنها آرزویم هستی ...

به اندازه ی تمام آرزو هایم که تنها تویی .

به اندازه ی دنیا که می خواهم دنیا نباشد و تنها تو برای من باشی

به اندازه ی همان تنهایی که یا تنها با تو هستم و یا تنها به یاد تو هستم . ای عشق من ...

ای بهترینم ... به عشق تمام این عشق ها  * دوستت دارم *  . 

پرسیدم : به جواب این سوال رسیدی ؟

این بار او سکوت کرد .

و این بار او با چشم های خیسش به چشم هایم خیره شد ...

اشک هایش را پاک کردم و این سکوت عاشقانه هم چنان ادامه داشت ...

و من باز هم گفتم : به اندازه ی وسعت این سکوت عاشقانه که بین ما برپاست

 

اینهم هدیه من به شما.....

 

عشقولانه 2

 

اگه قرار باشه ظرف 24 ساعت دنیا به پایان برسه تموم خطهای تلفن/تالارهای گفتگو و ای میل ها اشغال میشه ..پر میشه از (( از اینکه رنجوندمت پشیمونم من رو ببخش))! یا (( تو را عاشقانه می پرستم ))))مراقب خودت باش)) اما بین این همه پیام یکی از همه تکون دهنده تره (( همیشه عاشقت بودم ولی هیچوقت بهت نگفتم))پس عشق و محبت را تقدیم انکه دوستش داریم کنیم شاید فردایی نباشد


نوشته شده توسط عماد در سه شنبه سوم اسفند 1389 ساعت 21:26 | لینک ثابت


عشق تو کور کرد و کشت مرا

فکرو زکرم تو بودی اون روزا یادته

اون دل کوچیکه من جلوی پات بود یادته

رفتیو با رفتنت پا گزاشتی رو دلم

دیگه طاقتی ندارم تو کجایی عشقه من

وقتی میخواستی بری گفتی بهم غصه نخور

دلو سپردم من به تو غصه نخور

گفتم بهت زود بیا دل من تنگه برات

تو نرفتیو میگی آخه عزیز دلت میاد

میگفتی من برمیگردم خیلی زود

دلو جونم همشون فدای یه تاره موت

ولی رفتیو خیلی وقته نامه ندادی تو برام

آخه پس چی شد بگو تو جواب نامه هام

یه نامه همش دادی همون شده آب غذام

نمیدونی یه غمیه بهم میگه باهات میام

من غمو می خوام چکار آخه تو بهم بگو

فقط نگو دوست ندارم جونه من اینو نگو

آخه عاشقت بودم دیوانه تو باور بکن

دل من تنگه به راحت تو منو صدام بکن

شبا یه غمی میاد تویه سینم باهام حرف میزنه

می خواد نا امید کنه از نا امیدی دم میزنه

شایدم دیگه نیای این جوری که بوش میاد

فکر کنم وقتی بیای ببینی جنازم رو دوش میاد

اون موقع بگو ببینم دلت برام تنگ میشه ؟

این زمین و آب گل برای تو چه رنگ میشه؟

خلاصه کشتی مارو با این ادائو اشوه هات

دل من تنگه برات* تنگه برات* تنگه برات

وای الان صبح میشه هنوز من نخوابیدم

یه روز دیگم تموم شدش ولی من نفهمیدم

دفتر شعرم دیگه پر شده کجایی تو می خوام برم

دیگه کاری ندارم اینجا روی زمین دارم میرم

تو نبودیو غمت عشقه تو کشت مارو

زیر خاک دفنمو خاک خورد مارو

 

  عشقولانه 2


نوشته شده توسط عماد در سه شنبه سوم اسفند 1389 ساعت 21:20 | لینک ثابت


عشق

سفری غریب داشتم توی چشمای قشنگت،سفری که بر نگشتم غرق شدم توی نگاهت، دل ساده ی ساده کوله بار سفرم بود،چشم تو مثل یه سایه همجا همسفرم بود،من همون لحظه اول آخر راهو میدیدم،تپش عشق و تو رگهام عاشقانه می چشیدم هر چه بر من گذشت حقم بود من از اين بيشتر سزاوارم تو گناهي نداري اي زيبا مرگ بر من كه دوستت دارم در جوانی غصه خوردم هیچ کس یادم نکرد / در قفس ماندم ولی صیاد آزادم نکرد / آتش عشقت چنان از زندگی سیرم بکرد / آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد. تکیه بر دوست مکن محرم اسرار کسی نیست / ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست آرزو دارم شبي عاشق شوي .آرزو دارم بفهثمي درد را .تلخي برخوردهاي سرد را .مي رسد روزي كه بي من سر كني .مي رسد روزي كه مرگ عشق را باور كني ... مهر تو به مهر خاتم ندهم ،وصلت به دم مسیح مریم ندهم،عشقت به هزار باغ خرما ندهم،یکدم غم تو به هر دو عالم ندهم تو رو خواستن اشتباه بود - تو رو دیدن یه گناه بود - دلم از گناه نترسید - که وجودت چون پناه بود تو بودی باور من-تو یار و یاور من- تو بودی عشق اول-رفیق آخر من- تو بودی شور هستی-رفیق خوب مستی-تو بودی کعبه ی عشق-مثل خدا پرستی اندیشیدن به پایان هر چیز شیرینی حضورش را تلخ می کند... بگذار پایان تو را غافلگیر کند درست مانند آغاز من برنده ام ... چون نجواهایم را به ترانه های ماندگار تبدیل می کنم. دل آدم ها به اندازه ی حرفهاشون بزرگ نیست ... اما اگه حرفاشون از دل باشه می تونه بزرگترین آدم ها رو بسازه هميشه واسه گلي خاک گلدون باش که اگه به آسمون هم رسيد يادش باشه ريشش کجاست آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد ، آزادی ماه است که او را پایبند می کند اگر برگ درخت در پاییز نمی افتاد، جایی برای روئیدن برگ های بهاری پیدا نمی شد. آن کس که با داشته های خوب خود خوشحال نیست ، با برآورده شدن آرزوهایش نیز خوشحال نخواهد بود. درازترین سفر با یک گام برداشتن آغاز می شود.                                 والپیپر های عاشقانه متحرک موبایل (2)


نوشته شده توسط عماد در چهارشنبه بیست و هفتم بهمن 1389 ساعت 4:34 | لینک ثابت


          

داستان درباره یک کوهنورد است که می خواست از بلندترین کوه ها بالا برود.

او پس از سالها آماده سازی، ماجراجویی خود را آغاز کرد

 ولی از آنجا که افتخار کار را فقط برای خود می خواست،

 تصمیم گرفت تنها از کوه بالا برود.

شب بلندی های کوه را تماماً در بر گرفت و مرد هیچ چیز را نمی دید. همه چیز سیاه بود.

 و ابر روی ماه و ستاره ها را پوشانده بود.

همانطور که از کوه بالا می رفت، چند قدم مانده به قله کوه، پایش لیز خورد،

و در حالی که به سرعت سقوط می کرد، از کوه پرت شد.

در حال سقوط فقط لکه های سیاهی را در مقابل چشمانش می دید.

و احساس وحشتناک مکیده شدن به وسیله قوه جاذبه او را در خود می گرفت.

همچنان سقوط می کرد و در آن لحظات ترس عظیم، همه ی رویدادهای خوب و بد زندگی به یادش آمد.

اکنون فکر می کرد مرگ چقدر به او نزدیک است.

ناگهان احساس کرد که طناب به دور کمرش محکم شد.

بدنش میان آسمان و زمین معلق بود و فقط طناب او را نگه داشته بود.

و در این لحظه ی سکون برایش چاره ای نمانده جز آن که فریاد بکشد:

" خدایا کمکم کن"

ناگهان صدایی پر طنین که از آسمان شنیده می شد، جواب داد:

" از من چه می خواهی؟ "

ای خدا نجاتم بده!

- واقعاً باور داری که من می توانم تو را نجات بدهم؟

- البته که باور دارم.

- اگر باور داری، طنابی را که به کمرت بسته است پاره کن!


... یک لحظه سکوت... و مرد تصمیم گرفت با تمام نیرو به طناب بچسبد.

گروه نجات می گویند که روز بعد یک کوهنورد یخ زده را مرده پیدا کردند.

بدنش از یک طناب آویزان بود و با دستهایش محکم طناب را گرفته بود.

او فقط یک متر با زمین فاصله داشت!

 

و شما؟

چه قدر به طنابتان وابسته اید؟

آیا حاضرید آن را رها کنید؟!

در مورد خداوند هرگز یک چیز را فراموش نکنید.

هرگز نباید بگویید او شما را فراموش کرده.

یا تنها گذاشته است.

هرگز فکر نکیند که او مراقب شما نیست.

به یاد داشته باشید که او همواره شما را

 با دست راست خود نگه داشته است.

 

     عکس های عاشقانه


نوشته شده توسط عماد در چهارشنبه بیست و هفتم بهمن 1389 ساعت 4:10 | لینک ثابت


خلوت

شبها که چشم مست تو پرناز مي شود

يعني گره زکار دلم باز مي شود

ساز غم کلام تو شيوا و دلپذير

در خلوت شبانه من ساز مي شود

با قصه هاي روشن باران طلوع صبح

در من سرود عشق بو آغاز مي شود

نقش نگاه گرم تو در ذهن سرد من

کم کم بدل به صورت يک راز مي شود

يک روز يا دو روز ندانم تمام عمر

دل با غم فراق تو دمساز مي شود

با مرغکان عاشق و گنجشککان کوي

بر بام و بر درخت هماواز مي شود

وقتي روي زپيشم و تنها شود دلم

آنوقت پاي غم به دلم باز مي شود                                                   عکس های رمانتیک و بسیار زیبا                               


نوشته شده توسط عماد در چهارشنبه بیست و هفتم بهمن 1389 ساعت 4:7 | لینک ثابت